دوشنبه , 18 دسامبر 2017
Home » آزمون آزمایشی » مصاحبه با مهیار قرائیان رتبه 19 کنکور MBA96

مصاحبه با مهیار قرائیان رتبه 19 کنکور MBA96

  • با سلام و وقت بخیر و همچنین تبریک بابت رتبه خوبی که کسب کردید، لطفا خودتون رو معرفی بفرمایید.

    سلام به روی ماهتون . مهیار قرائیان هستم 22 ساله (شایدم 23 همیشه قاطی می کنم این موضوع رو) متولد تهران ، تابستون دوره ی کارشناسیم در رشته ی IT از دانشگاه صنعتی شریف به پایان می رسه و ایشالا از پاییز کارشناسی ارشد رو در رشته ی MBA شروع خواهیم کرد. رتبه ی کنکورم هم 19 شد راستی!

  • از دوران لیسانس خودتون برامون بگید. توی این دوره موفق بودید؟

    نه ، واقعا لکه ی سیاهی بود دوره ی 5 ساله ی لیسانسم توی زندگیم . هیچ کار مفیدی توش انجام ندادم ، با بچه هایی که دور و ورم بودن حال نمی کردم ، درس نمی خوندم ، تفریحم در عین حال نمی کردم ، صرفا می شد می نشستم به در و دیوار نگاه می کردم ، خلاصه اوضام خیلی داغون بود .

  • چی شد که تصمیم گرفتین برای ام بی ای بخونین؟ از ام بی ای شناختی داشتین؟

    همونطور که گفتم اصلا از اوضاعی که تو کامپیوتر داشتم راضی نبودم ، سال آخر کارشناسیم که رسید تازه فهمیدم دلیل اصلی که من انقدر ناراضیم اینه که کامپیوتر اون رشته ای نیست که من عاشقش باشم و توش بتونم بترکونم و …. خلاصه شروع کردم به تحقیق که من چه فیلدی رو بیشتر می پسندم و با کمی جست و جو متوجه شدم من که به بیزینس و مدیریت و این چیزها علاقه دارم MBA می تونه رشته ی مناسبی برای من برای ادامه ی تحصیل باشه ، این شد که تصمیم گرفتم شروع کنم به آماده شدن برای کنکور MBA

  • از درصدهاتون شروع کنیم. اول درصدهاتون رو بفرمایید و بگید چقدر به درصدهایی که پیشبینی کرده بودید نزدیکن؟ اگر درصدتون اونی نیست که از قبل متصور بودید، دلیلش چی بوده؟

    ریاضی 67 ، جی مت 51 و زبان 45. امیدوارم منظورتون رو از پیش بینی درست متوجه شده باشم ، اگر منظورتون اینه که قبل از کنکور چه پیش بینی داشتم از درصد هام که خب حقیقتش هیچ پیش بینی سعی می کردم نکنم و می خواستم بهترینم رو سر جلسه ارائه کنم ، فقط ریاضیم رو فک می کردم خیلی بالاتر از این بزنم با وجود این که می دونستم ریاضی امسال به آسونی سال های پیش قرار بود نباشه ولی در بدترین حالت هم باید خیلی از این بالاتر می زدم . متاسفانه سر جلسه ی کنکور مغزم درست کار نکرد سر سوالات ریاضی و با این که می دیدم بعضی سوالات رو شبیهشون رو قبلا حل کردم تو اون لحظه راه حل به ذهنم نمی رسید. .

  • از چه زمانی شروع کردین به درس خوندن برای کنکور؟

    از اوایل آبان شروع کردم به خوندن

  • از زمانی که شروع کردین به درس خوندن برای کنکور تا اردیبهشت 96 رو به بازه های دوتا سه ماهه تقسیم کنید و بگین توی هر مقطع به چه شکل درس و چقدر میخوندین. کدوم درس ها رو توی کدوم مقطع بیشتر یا کمتر میخوندین؟

    سوالتون رو با بازه بندی های این شکلی نمی تونم جواب بدم . من از آبان تا اواسط آذر فقط جی مت و زبان داشتم می خوندم چون برای ریاضی کلاس های آقاسی رو ثبت نام کرده بودم و منتظر بودم ریاضی رو با برنامه ی ایشون پیش برم . از اواسط آذر که کلاس آقاسی شروع شد دیگه در جی مت و زبان و تخته کردم و فقط ریاضی می خوندم ، چون تکلیفای استاد آقاسی خیلی سنگین بود و وقت نمی کردم کار دیگه ای انجام بدم . از اواخر دی دیگه احساس خطر کردم که با این بی توجهی که به جی مت و زبان دارم می کنم ممکنه خراب کنم اون بخش رو برای همین اون درس ها رو هم آوردم تو کار. بعد دیگه با همین فرمون ادامه دادم و با توجه مساوی به هر 3 درس ،خوندن مطالب رو تا کنکور ادامه دادم.

  • از چه منابع مطالعاتی استفاده کردین؟

    برای ریاضی که فقط 5 جلد کتاب آقاسی منبعم بود. درسنامه ی جی مت رو از کتاب مدرسان خودنم ، بعد سعی کردم از کتاب 2000 تست عرفانیان تست بزنم ولی هر چی که می زدم غلط می زدم و پاسخنامه رو هم که می خوندم قانع نمی شدم به خاطر همین بیخیالش شدم ، در آخر هم که کتاب 50 آزمون مدرسان رو گرفتم و توی 1ی 2 ماه آخر روزی یه آزمون از اون کتاب رو می زدم.
    برای زبان هم برای گرامر اول بارونز رو یکی دو بار خوندم ، بعدش تست های گرامر 50 آزمون رو زدم. برای لغت هم کتاب های 504 و essential و 1100 رو خوندم.

  • از چه کنکور آزمایشی یا کلاس کنکوری استفاده کردین؟‌تا چه حد تاثیر گذار بودن؟ رتبه هاتون توی کنکور آزمایشی حدودا چند میشد؟

    من برای کنکور های آزمایشی ،مدرسان شریف ثبت نام کرده بودم . 2 تا آزمون اول رو به ترتیب رتبم 200 و 300 شد . بعد خیلی این رتبه ها اعصابمو خورد کرد و با خودم گفتم دیگه از آزمون سوم باید شرایطو عوض کنم تا این که آزمون سوم رتبم شد 42. دیگه تو همین رنج 40، 50 بود رتبم تا این که 2 تا از آزمون های جامع آخر رو 23 و 24 شدم . در همین حین که خودم رو در آسمون ها می دیدم رسیدم به آزمون آخر که رتبم شد 96 . اونجا بود که فهمیدم اگه یکم لغزش کنم رقیبا سریعا می تونن جای منو بگیرن.
    کلاس کنکور هم جونم برات بگه که همونطور که گفتم کلاس درس و همچنین نکته و تست آقاسی رو می رفتم که واقعا کلاس های مفیدی داشت آقاسی و اصلا حس نمی کردی که صرفا برای پول چاپیدن کلاس برگزار کرده باشه ولی خب همونطور که گفتم سر جلسه نتونستم ریاضیم رو در حدی که بلدم سر جلسه پیاده کنم و از این بابت شرمنده ی آقاسی شدم .

  • هر درس رو به چه شکل مطالعه می کردین؟ توی هر درس به چه نسبتی تست و تشریحی کار می کردین؟

    این از اون دست سوالاتیه که جواب دادنش سخته چون موقعی که داشتم برای کنکور می خوندم اصلا حواسم نبود که به چه نسبتی دارم این کارا رو انجام می دم . ولی خب جی مت که فقط باید تست بزنی براش و غیر از بخش تصحیح جمله که خوندن نیاز داره بقیه ی بخش هایش فقط و فقط تست لازم داره که نحوه ی مواجهه با سوال را یاد بگیری . ریاضی هم باید اولش زمان کافی رو بذاری که مفاهیم رو درک کنی ، زمانی که درک کردی دیگه شروع می کنی به تست زدن تا با انواع مختلفی که می تونن سوال بدن آشنا بشی . برای زبان هم گرامر تست زدن خیلی مفیده ، چون تو مطالب گرامری رو هرچقدر هم بخونی باز تا زمانی 2 تا تست غلط نزنی تو ذهنت نمی مونه . ولی برای لغت من اصلا تستی نزدم و فقط کلمات رو می خوندم . هفته ی منتهی به کنکور که شده بود من تازه متوجه شدم که کاشکی کتاب 70 آزمون که خریده بودم رو لااقل یه آزمونش رو می زدم (کتابم دست نخوردست ، 30 تومن رو میدم 15 هر کسی خواست به @mahyargigi تو تلگرام پیغام بده)

  • کدوم یکی از سه/پنج درس رو ضعیف تر بودین و به چه شکل تلاش کردین ضعف رو پوشش بدین؟

    اصلا دقت نمی کردم که کدوم رو ضعیف ترم بعضی موقع ها احساس می کردم تو هر 3تاش ضعیفم ولی این که ضعیفی و قوی به قول معروف واسه آدم نون و آب نمی شه . وقتی که فهمیدی هر درس رو چجوری بخونی ، باید بشینی پاش و بدون این که ناامید بشی تلاس کنی تا وضعیتت هر جوری که هست یه پله بهترش کنی.

  • با استرس دوران کنکور مواجه شدین؟ اکثر داوطلبان توی روزهای آخر خیلی تحت تاثیر استرس قرار میگیرن. شما هم اینطور بودین؟ چطور تونستین استرس رو قبل از کنکور و سر جلسه کنکور مدیریت کنید؟

    من در زندگیم هیچوقت نشده بود واسه یه امتحان یا کنکوری استرس بگیرتم ولی نمی دونم چرا سر این کنکور از 2 روز قبل استرس بهم وارد شد و فک می کردم اگه یهو گند بزنم کنکور رو چه اتفاق بدی قراره بیفته . صبح کنکور که از خواب بیدار شدم ، موقع صبحونه خوردن گلاب به روتون حالت تهوع هم حتی بهم دست داد (البته کنترلش کردم ، ادامه پیدا نکرد 😉 )
    اوج فاجعه سر جلسه ی کنکور بود ، من ریاضی رو که زدم خودم فهمیدم که خوب نمی شه درصدم ، برای همین تمام امیدم رو گذاشتم سر جی مت . از سوال 1 جی مت شروع کردم دیدم بلد نیستم ، سوال 2 بلد نیستم ، سوال3 ، 4 ، …. تا سوال 8 من حتی 1 دونه سوال هم نتونستم حل کنم . ولی با خودم گفتم اصلا مهم نیست! فقط هر سوال رو با آرامش بخون و سعی کن بفهمیش و حلش کنی . ظاهرا این روشی که به کار گرفتم جواب داد و تونستم جی متم رو در ادامه خوب جواب بدم و از همه مهمتر درصد خطام رو هم پایین نگه د اشتم. آخر سر هم برگشتم چندتا سوال حل مسئله که اون اول نتونسته بودم حلشون کنم رو حل کردم و در نهایت جی متم رو به خوبی تونستم به پایان برسونم .

  • روزی که شروع کردین برای کنکور بخونین برای خودتون رتبه ای هم متصور بودین؟

    از اول که شروع کردم قصدم برای 1 شدن بود ، ولی وقتی دیدم در بهترین آزمونم که به قول خودم ترکوندم رتبم 23 شد فهمیدم با رتبه ی 1 شدن خیلی فاصله دارم . ولی وقتی نتایج اومد و دیدم از بهترین رتبه ی مدرسانم هم رتبم بهتر شد فهمیدم این نتیجه گیری ها غلط بوده. اینم بگم که از زمانی که کنکور رو دادم تا زمانی که نتایج اعلام شد فکر می کردم رتبم قراره بالای 150 بشه و واقعا 1ما بین کنکور و اعلام نتایج رو دپ بودم ولی خب خدا کمک کرد نتیجه خوب شد.

  • با توجه به اینکه کنکور امسال طبق اعلام سازمان سنجش در اردیبهشت ماه سال بعد برگزار میشه، اگر شما جای داوطلبان فعلی بودید چطور برنامه ریزی می کردید و از کی خوندن رو شروع می کردید؟

    ببینید اول هر کس باید یه شناختی از خودش پیدا کنه ببینه این حجم از مطلب و کاری که داره رو تو چه زمانی می تونه انجام بده ، به طور مثال من ترم زمستون تقریبا دانشگاه نرفتم و فقط خونه درس می خوندم ، ولی خب شاید یکی نتونه اینجوری برنامه ریزی کنه برای همین می گم هر کس با توجه به شرایط خودش و حجم مطلبی که موجوده باید برنامه بچینه ولی توصیه ی من اینه که به هیچ وجه نه زودتر و نه دیرتر از زمانی که نیاز دارید شروع به خوندن نکنید . دیرتر شروع کردنه که فک می کنم مشخص باشه چرا نباید انجامش داد ، ولی راجع به زود شروع کردن هم می خوام بگم برخلاف چیزی که خیلیا ممکنه فک کنن اون هم می تونه آثار منفی خودش رو داشته باشه . کلا مدت زمانی که می خواین برای کنکور بخونید مدت زمان طولانی و فرسایشیه و هر چقدر به آخرش برسید خسته تر می شید و به نظرم این که چند هفته ی آخر درس خوندن اگه خسته بشید و درس خوندنتون رو سبک یا متوقف کنید آثار خیلی بدی داره ، از اون طرف هم مثلا اتفاقی که برای من افتاد این بود که تکالیف اجباری آقاسی رو 2،3 هفته زودتر از رسیدن به کنکور تموم کرده بودم و با توجه به کارهایی که واسه جی مت و زبان برای خودم تعیین کرده بوده تست زنی ریاضی رو به 5/1 قبل رسونده بودم تا اینجوری به اون 2 تا درس برسم . فکر می کنم دلیل اصلی که ریاضیم رو نتونستم اون مقدار ایده آل بزنم هم همین موضوع بود . خلاصه که به موقع شروع کنید ، افراط و تفریط هیچ کدومش خوب نیست .

  • و در آخر هرچه میخواهد دل تنگت بگو

    آقا من شرمندم ، خیلی حرف زدم ولی توی این 5 سال لیسانسم یه تجربه ی ارزشمند به دست آوردم که دوست دارم به بچه ها بگم و قول هم میدم بهشون که اگه عمل کنن می فهمن شعار نیست:
    هیچوقت تسلیم نشید ، هیچ کاری غیر ممکن نیست

    با آرزوی موفقی برای تمام دوستان کنکوری

بخوانید

مصاحبه با میلاد ابراهیمی رتبه 41 کنکور MBA96

با سلام و وقت بخیر و همچنین تبریک بابت رتبه خوبی که کسب کردید، لطفا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Powered by themekiller.com anime4online.com animextoon.com apk4phone.com tengag.com moviekillers.com