چهار شنبه , 28 ژوئن 2017
Home » کنکور کارشناسی ارشد MBA » رتبه های برتر MBA » گفتگو با خانم الهام یعقوبی رتبه 39 کنکور MBA 93

گفتگو با خانم الهام یعقوبی رتبه 39 کنکور MBA 93

  • با سلام و وقت بخیر و همچنین تبریک بابت کسب رتبه ۳۹ کنکور MBA ، لطفا خودتون رو معرفی بفرمایید.

الهام یعقوبی هستم فارغ التحصیل رشته فناوری اطلاعات در سال ۱۳۸۷ از دانشگاه شریف، شاغل هستم و برای دومین بار بود که برای این رشته کنکور دادم. سال قبلش تقریبا دو  الی سه ماه درس خونده بودم و رتبه ام شد ه بود ۳۰۰ و اندی ولی چون قصد ادامه تحصیل در دانشگاه شریف رو داشتم انتخاب رشته نکردم.

 

  • از دوران لیسانس خودتون برامون بگید.

همونطور که گفتم دانشگاه شریف درس خوندم ورودی سال ۱۳۸۲ و رشته فناوری اطلاعات. تو دوره لیسانس به علت شیطنت ها و شرکت تو کارهای فوق برنامه خوب نتونستم به درسام برسم و متاسفانه معدل خوبی نصیبم نشد که هنوز هم از این قضیه از دست خودم ناراحتم..

 

  • چی شد که تصمیم گرفتین برای ام بی ای بخونین؟ از ام بی ای شناختی داشتین؟

واقعیتش اینه که بعد از چند سال کار  و دیدن مشکلاتی که تو محیط های کاری وجود دارن مخصوصا مشکلاتی که در رده مدیریت سازمانی دیده میشن و متاسفانه اکثر جاها هم مشهودن این انگیزه در من قوی شد که خودم بتونم کسب و کاری راه بندازم که این مشکلات رو نداشته باشه. در واقع هدف اصلی من اینه که بتونم یاد بگیرم یه مدیر موفق چطور باید عمل کنه و سعی کنم اون رو به کار بگیرم چه در کسب و کاری که خودم راه میندازم و چه در جایگاهی که ممکنه برای یک سازمان قرار بگیرم.

 

  • درصدهای شما توی کنکور چقدر بودن؟

ریاضی 75.56

جیمت 58.33

زبان 53.67

 

  • از چه زمانی شروع کردین به درس خوندن برای کنکور؟

از اول تابستون. اولش روزی ۳-۴ ساعت می خوندم که بیشترش ریاضی بود ولی خیلی شل و ول و بیحال بود تقریبا خوندنم. یعنی گاهی رها میشد و دوباره شروع میشد ولی استارت محکمش از مهرماه خورده شد و خیلی سفت و سخت تا آخرش پیش رفت

 

  • از زمانی که شروع کردین به درس خوندن برای کنکور تا بهمن ماه 92 رو به بازه های یک یا دو ماهه تقسیم کنید و بگین توی هر مقطع به چه شکل درس و چقدر میخوندین. کدوم درس ها رو توی کدوم مقطع بیشتر یا کمتر میخوندین؟

خوب به این دقیقی نمی تونم بازه بندی داشته باشم ولی به طور کلی به این شکل بود:

از اونجایی که من ۵ سال بود که فارغ التحصیل شده بودم وتقریبا تمام ریاضی رو فراموش کرده بودم و فکر میکردم وقت گیرترین درس هم ریاضیه و با جیمت مشکل چندانی نداشتم با ریاضی شروع کردم و کمی هم خوندن زبان با کتاب ۵۰۴. تابستون تقریبا اینطوری گذشت و دقیقا یادم نیست که چقدر تو ریاضی پیش رفتم ولی حدودا تا اواسط ریاضی یک. از مهر ماه خوندن ریاضیم قوی تر شد و زبان بیشتری بهش اضافه شد و علاوه بر لغت خوندن کتاب گرامر زبان عمومی کارشناسی ارشد آرمان اشراقی رو هم شروع کردم. چون خیلی وقت بود زبان نخونده بودم و نیاز داشتم از پایه یه مروری بکنم. بعد از اتمام این کتاب زبان تخصصی ام بی ای ناصرزاده رو شروع کردم در کنارش لغت های اسنشیال رو هم میخوندم. آزمونهایی که شرکت کرده بودم از آبان شروع میشد و من تقریبا با این آزمون ها درس خوندنم رو هماهنگ می کردم. مثلا تو فاصله دو هفته ای بین آزمون، هفته اول رو ریاضی مباحث جدید رو میخوندم و هفته دوم مباحثی رو که  قراره بود تو آزمون بیاد رو دوره میکردم. مدل درس خوندنم هم اینطور یود که سر کار ریاضی میخوندم. وقتی می رفتم خونه زبان و جیمت و ادامه میدادم. البته خوشبختانه سال گذشته به لحاظ کاری خیلی سبک بودم و می تونستم تو محل کارم وقت بذارم برای درس خوندن… در واقع من ریاضی رو همیشه جلوتر از آزمون ها پیش میرفتم. جیمت رو با آزمون و زبان رو در کنار اونها چون زبان تو کل آزمون ها جامع به حساب میومد و هر چی بیشتر میخوندی در هر صورت بهتر بود. این روال تا شروع آزمون های جامع ادامه داشت. با شروع آزمون های جامع مرور درس ها شروع شد و تو ماه آخر کنکور سعی میکردم بیشتر سوال حل کنم  و برای اینکه منابعم تکراری نباشه از آزمون های اینترنتی ماهان و کار در خانه هاش و آزمون های پژوهش که یکی از دوستانم توشون شرکت میکرد و البته کنکورهای سالهای گذشته استفاده کردم. و سعی میکردم تا حدودی تو زمان بزنم این تست ها رو.

 

  • از چه منابع مطالعاتی استفاده کردین؟

ریاضی  : کتاب های ریاضی یک و دو آقاسی

زبان: زبان عمومی کارشناسی ارشد آرمان اشراقی

زبان تخصصی ام بی ای ناصرزاده

504 Essential words

Essential words for TOEFL

جیمت : استعداد و آمادگی تحصیلی یک و دو احمد صداقت و در ماه آخر آزمون های جامع عرفانیان

 

  • از چه کنکور آزمایشی یا کلاس کنکوری استفاده کردین؟‌تا چه حد تاثیر گذار بودن؟ رتبه هاتون توی کنکور آزمایشی حدودا چند میشد؟

من کلاسی نرفتم ولی آزمون های ماهان شرکت کرده بودم و به نظرم تو انگیزه دادن و نظم دادن بهم خیلی این آزمونا تاثیر داشت. آدم می تونه ببینه که الان تو چه جایگاهیه و می تونه بفهمه چقدر باید تلاش کنه و چقدر می تونه از خودش انتظار داشته باشه. راستش رتبه هام و دقیق یادم نیست ولی فکر می کنم تو آزمون اول صد و خورده ای بود. مباحث اولیه ای مثل تابع که اکثرا با بی دقتی راحت میشد تست رو غلط زد با این که مباحث ساده بود. تو آزمون بعدی وضع بدترم شد و به نزدیک دویست رسید. تو آزمون سوم ۹۰ و آزمون های بعدی زیر ۱۰ شدم تا آزمون جامع آخر که اصلا خوب ندادم و رتبه ام دوباره رفت رو صد و خورده ای و از اونجایی که این آزمون تا کنکور فقط یه هفته فاصله داشت خیلی تو روحیه ام تاثیر گذاشت و خیلی زیاد دچار استرس شدم که عقب افتادن استثنایی کنکور تو سال قبل به خاطر بارش برف از این لحاظ کمک خیلی زیادی به من کرد تا بتونم دوباره خودم و پیدا کنم.

  • هر درس رو به چه شکل مطالعه می کردین؟ توی هر درس به چه نسبتی تست و تشریحی کار می کردین؟

تو درس ریاضی مهم اینه که مفهوم رو یاد بگیری و مهم تر اینه که سوالها رو سعی کنی خودت حل کنی و حتما تا آخر سوال و رسیدن به جواب نهایی تلاش کنی. من با همون کتاب های آقاسی شروع کردم و به ترتیب هرفصلی رو که می خوندم سعی می کردم تمام تست ها و مثال های داخلش رو هم خودم حل کنم و بعد جواب داده شده رو بخونم و بعد سوالهای آخر فصل رو هم همینطور به ترتیب می زدم و بعد می رفتم سراغ فصل بعد. تو سایت خود آقای آقاسی روش پیشنهادی متفاوتی فکر می کنم ارایه شده برای خوندن کتاب هاش ولی روش من این بود که سوالهای هر فصل رو با تموم شدن اون فصل تمام و کمال حل کنم تا ملکه بشه توی ذهنم . فقط سوالات خود آزمونی هاش که جواب تشریحی نداشت رو حل نمی کردم چون احساس میکردم که بی فایده است چون اگه بلد نباشی راهی برای یاد گرفتنش هم نداری … کار دیگه ای که می کردم این بود که حتی وقتی خودم سوالی رو درست حل کرده بودم بازهم جواب کتاب رو مرور می کردم که ببینم از راه مناسبی رفتم یا می تونستم راه بهتری رو برم. در واقع تو ریاضی خیلی مهمه که بتونی عمیق درس بخونی. برای خودم هم قانون گذاشته بودم سوالهایی که نتونسته بودم حل کنم رو با یه رنگ و سوالاتی رو که به سختی حل کرده بودم هم با رنگ دیگه ای مشخص می کردم که موقع دوره کردن وقتم رو رو سوالای سخت تر بذارم.

تو جیمت مشکل خاصی نداشتم و از اونجایی که این درس رو دوست داشتم باهاش راحت بودم -هر چند تو کنکور نتونستم به درصد دلخواه و همیشگیم تو این درس برسم- و با آزمونا پیش رفتم و مدل درس خوندنم هم این بود که فصل ها رو از کتاب صداقت می خوندم و تستاش و حل میکردم. موقع آزمونای جامع از اونجا که سوالای این کتابا برام تکراری شده بود کتاب آزمونهای جامع جیمت عرفانیان رو گرفتم و با اون دوره میکردم ولی فرصت نشد همه آزموناش و حل کنم تا کنکور.

برای زبان هم همونطور که گفتم لغات کتاب های ۵۰۴ و اسنشیال رو خوندم و مرتبا و هر روز با نرم افزار فلش کارت روی گوشیم مرورشون میکردم و گرامر هم از همون دو تا کتاب که گفتم خوندم و تست هم در همون حدود کتاب ها زدم.البته ماه آخر چون لغات اون دو تا کتاب و خوب بلد شده بودم قصد داشتم ۱۰۰۰ لغت رو هم بخونم ولی دیدم یاد گرفتن مطلب جدید تو ماه آخر  ممکنه ذهنم رو آشفته کنه و دیگه ادامه ندادم.

  • کدوم یکی از سه درس رو ضعیف تر بودین و به چه شکل تلاش کردین ضعف رو پوشش بدین؟

خوب بستگی داره منظورتون از ضعیف چی باشه. همونطور که گفتم چون ریاضی رو فراموش کرده بودم و از نظر من درس مفهومی بود وقت بیشتری روش گذاشتم ولی توش احساس ضعف نمی کردم.ولی تو زبان هم خیلی احساس قدرت نمیکردم و سعی کردم با دقت بخونم و اگه لغاتش مثل سالهای گذشته بود درصدم توش خیلی خوب میشد.

  • با استرس دوران کنکور مواجه شدین؟ اکثر داوطلبان توی روزهای آخر خیلی تحت تاثیر استرس قرار میگیرن. شما هم اینطور بودین؟ چطور تونستین استرس رو قبل از کنکور و سر جلسه کنکور مدیریت کنید؟

بله. همونظور که گفتم با خراب کردن آزمون جامع آخرم ، وقتی از آزمونش اومدم بیرون مطمئن بودم که خیلی خوب دادم ولی وقتی رسیدم خونه و شروع به تصحیح کردم با بی دقتی های زیادی که کرده بودم مواجه شدم و بدجور روحیه ام رو از دست دادم… همش می گفتم اگه تو کنکور هم همین کارها رو بکنم چی؟؟فقط یه هفته مونده بود تا کنکور و  اصلا دیگه نمی دونستم چی بخونم که اوضاع رو بهتر کنه. احساس میکردم همه چی از یادم رفته. احساس می کردم خیلی وقت کم دارم برای جبران. شاید واسه این بود عادت داشتم بین آزمونام دو هفته فرصت باشه ولی این بار فقط یه هفته فرصت بود. هفته آخر رو مرخصی گرفتم که بمونم خونه و فقط درس بخونم و استرسم روز به روز بیشتر میشد تا اینکه سه شنبه خبر دادن که کنکور یه هفته عقب افتاده انگار آب سردی بود روی آتیش. از همون چهار شنبه رفتم سر کار و تا خود روز قبل کنکور مرخصی نگرفتم و به روال قبل درسم رو خوندم. در واقع خدا خیلی کمکم کرد. البته موقع کنکور هم خیلی دچار استرس شده بودم و احساس میکردم که مغزم کند شده و دستم نمی تونه مثل همیشه تند بنویسه و پیش بره که سعی کردم با تمرکز بیشتر و با حرف زدن با خودم و امید دادن به خودم حلش کنم که البته خیلی موفق نبودم.

  • روزی که شروع کردین برای کنکور بخونین برای خودتون رتبه ای هم متصور بودین؟

بله فقط به رتبه زیر ۱۰ فکر میکردم.

  • و جمله آخر به داوطلبان سال بعد؟

اگر واقعا زحمت بکشین و درست گام بردارین و به خدا امید داشته باشین مطمئن باشین به نتیجه دلخواه خواهید رسید.

از الهام عزیز بابت شرکت در این گفتگو صمیمانه تشکر می کنیم و برای ایشان آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی داریم.

این مصاحبه اختصاصا توسط MbaOnline تهیه شده است و نقل قول آن با ذکر نام ام بی ای آنلاین بلامانع است.

بخوانید

مصاحبه با سحاب جعفری رتبه 35 کنکور MBA96

با سلام و وقت بخیر و همچنین تبریک بابت رتبه خوبی که کسب کردید، لطفا …

2 comments

  1. عالی بود خیلی کمکم کرد مرسی دوستان عزیز

  2. من عارف یک سرباز

    سلام
    حالتون چطوره؟
    خوبین یابهترین
    تا چند روز دیگه سربازم
    و در مدت سربازیم قصد دارم برای ام بی ای بخونم

    شما که انقدر خوبین یاشاید هم بهترین
    جزوه یا کتابهاتون رو به من هم بدین.
    ۰۹۳۶۲۷۶۹۷۰۰
    ارادت خاص

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Powered by themekiller.com anime4online.com animextoon.com apk4phone.com tengag.com moviekillers.com